34. زمين‌شناسي‌. مآخذ عمده‌ٴ زمين‌شناسي عبارت بود از كائنات جو ارسطو، و اثر مجعول‌ ارسطويي با نام كتاب عناصر1 و شفاي ابن‌سينا (ج 1، ص 150، 696). اثر اولي به‌زبان يوناني بود و دو تاي ديگر به عربي‌. پيش از آغاز سده‌ٴ سيزدهم‌، هر سه به‌زبان لاتيني در دسترس بود. قبلاً، به‌ كائنات جو اشاره كرده‌ام‌، كتاب عناصر را ژرار كرمونائي از عربي ترجمه كرد و مقاله‌ٴ مربوط به كتاب‌ معدنيات از شفاي ابن‌سينا را آلفرد سارشلي‌. عقايد زمين‌شناسي دايرةالمعارف‌نويسان بزرگ مانند ونسان دوبووه و آلبرت كبير در اصل از اين آثار اخذ شده بود، مخصوصاً از شفاي ابن سينا.
هنگامي كه آنان حركت درياها، و فرسايش و تكوين كوه‌ها را توضيح مي‌دهند، در واقع سخنان‌ ابن‌سينا با موٴلف ناشناس كتاب عناصر را تكرار مي‌كنند. در حقيقت آلبرت از مشاهدات خويش و ديدارش از آزمايشگاه‌ها و حتي معادن‌، برخي معلومات اضافي به‌دست آورده بود. او وجود سنگواره‌ٴ صدف‌ها را بر روي صخره‌ها به جابه‌جايي دريا تعليل كرد، مانند آنچه توانسته بود در نزديكي بروژ ببيند، ولي در مجموع براي نيروهاي آتشفشاني بيش از نيروي آب اهميت قائل‌ شد. نيازي نيست گفته شود كه آلبرت و ونسان هر دو دايرةالمعارفهايي شبيه دايرةالمعارفهاي‌ لاتيني قديمي‌تر توماس كانتمپري و آرنولد ساكسوني تأليف كردند.
مشاهدات آلبرت بيش از معلوماتش نشانه‌هاي اميدبخش پيش‌رفت بود. بارها تكرار شده كه‌ علماي قرون وسطا، از لحاظ اصولي قادر به مشاهدات علمي نبودند و ما در اين مورد نمي‌توانيم پافشاري كنيم‌. شك نيست كه چنين اظهاري درست است‌، ولي فقط در ارزيابي اوليه‌. موارد استثنا هم وجود داشت‌، و در سايه‌ٴ آنهاست كه قرون وسطا تاكنون‌، دوام نيافت و سپري‌ شد، هر چند به‌آهستگي‌. آلبرت يكي از استثناها بود. معلومات وسيعش نتوانست استعداد ذاتي‌ و قابليت ذهني او را تباه كند. دو استثناي ديگر، كه هر دو مقدم بر او بودند، عبارت‌اند از مايكل‌ اسكات و موٴلف رساله‌ٴ نروژي‌. كتاب اقسام مايكل اسكات حاوي توصيف چشمه‌هاي گوگرد داغ‌ و پديده‌هاي آتشفشاني جزاير ليپاري است‌. اصالت اظهارات رساله‌ٴ نروژي قبلاً خاطرنشان شده‌. بديهي است كه موٴلف از آن لحاظ مورد توجه واقع شده كه بسياري از موضوع‌هاي عجيب مورد مشاهده‌اش در منطقه‌ٴ قطب شمال هرگز در معرض مشاهده‌ٴ نويسندگان پيشين قرار نگرفته است‌. نوآوري در اين اثر ناگزير بود ولي موٴلف وضع آن را بهتر كرد. اين موضوع‌ها -- يخچال‌ها، كوه‌هاي يخ‌، چشمه‌هاي آب گرم و غيره -- را مي‌توان از نظر هر كسي موضوعات جغرافيايي يا زمين‌شناسي ناميد. اين معلومات طبعاً مي‌توانست در معلومات ناچيز مربوط به زمين‌شناسي‌ در آن زمان موٴثر واقع شود، ولي بدبختانه اين رساله تا زمان‌هاي نسبتاً جديد در خارج از اسكانديناوي ناشناس ماند.


Liber de elementis .1